کتاب «نقد قرآن» اثر دکتر سها، به بررسی موانع ایجاد عدالت اجتماعی در جوامع انسانی توسط قرآن میپردازد و تأکید دارد که یکی از اصلیترین عوامل آن، ساختار طبقاتی در اسلام است. این طبقهبندی بر اساس برتری شامل: ۱. مردان مسلمان آزاد، ۲. زنان مسلمان آزاد، ۳. بردگان مسلمان و ۴. افراد غیرمسلمان میشود، که هر کدام از حقوق نابرابری برخوردارند. همچنین، این کتاب استدلال میکند که اسلام با اصول بنیادین حقوق بشر در تضاد است و تصویری تحریفشده از انسان ارائه میدهد، که این امر بزرگترین سد در برابر عدالت، آزادی، رشد و توسعه انسانی به شمار میرود. از دیدگاه تاریخی، قرآن را عامل عظیمترین انحراف اخلاقی میداند، زیرا اخلاق عام انسانی را به سیستم طبقاتی تبدیل کرده و اصول اخلاقی را از شمول جهانی خارج نموده است. این انحراف به ویژه در برخورد با غیرمسلمانان، بردگان و زنان مشهود است؛ جایی که اخلاق نسبت به مردان مسلمان آزاد تقریباً انسانی به نظر میرسد، اما در مورد دیگران غیرانسانی یا حتی ضداخلاقی است. برای مثال، در حالی که خشونت جنسی علیه زنان آزاد محکوم است، چنین رفتاری با زنان اسیر مجاز شمرده میشود. اخلاق قرآنی بر پایه ترس از مجازات اخروی (جهنم) بنا شده و ارزشهای انسانی را که بر اساس ذات بشر و همنوعی انجام میگیرد، نابود میکند. پس از ترس، این اخلاق بر پایه حرص به پاداشهای بهشتی مانند نوشیدنیها و زنان زیبا متکی است، به طوری که مسلمانان اعمال اخلاقی را نه برای ارزش ذاتی، بلکه برای اجتناب از عذاب و کسب لذتهای اخروی انجام میدهند. قرآن برای غیرمسلمانان حق زندگی مستقل قائل نیست و حکم میکند که هیچ کافری نباید بر زمین باقی بماند؛ یهودیان، مسیحیان و بیدینان باید با جنگ مواجه شوند تا بازماندگانشان با تحقیر و از دست دادن حقوق اساسی، تحت حاکمیت اسلامی زندگی کنند. در این درگیریها، اموال و خانوادههای غیرمسلمانان به مالکیت مسلمانان درمیآید. در نهایت، قرآن را عامل نفرت پایدار و جنگ ابدی میان مسلمانان و دیگران میداند و محمد را به عنوان جنایتکارترین شخصیت تاریخ و قرآن را جنایتآمیزترین متن بشری معرفی میکند، زیرا کشتار جمعی، سرقت، خشونت جنسی و بردهداری را برای همیشه مشروع ساخته است.













دیدگاهتان را بنویسید