کتاب «خداوند، مفهومی شکستخورده» اثر ویکتور جی. استنگر، با ترجمه بهمنیار، به بررسی این میپردازد که چگونه علوم تجربی اثبات میکنند هیچ خدایی در جهان وجود ندارد. نخستین اقدام ضروری، شفافسازی این واقعیت است که ادیان مختلف تنها برچسبهای گوناگون دارند، اما در اصل همگی از یک الگوی مشابه پیروی میکنند. توحیدگرایی، بزرگترین بلایی است که سیاره زمین تا به حال تجربه کرده، و نمیتوان نگرانی نداشت که اگر حکومتی مانند ایران فروپاشد، رژیمی دیگر با همان ماهیت جایگزین نشود. همچنین، بیم آن میرود که مسیحیان غربی به حملات تروریستی مذهبی و عملیات انتحاری روی آورند. بدون شک، مفهوم خدای مشترک در ادیان ابراهیمی – یهودیت، مسیحیت و اسلام – به طور دقیق مورد نقد قرار نگرفته. نه تنها دیدگاههای متفاوتی درباره وجود خدا میان این سه دین وجود دارد، بلکه درون هر دین نیز، میان الهیدانان، باورمندان عادی و فرقههای مختلف، اختلافات زیادی دیده میشود. به طور کلی، وقتی هیچ مدرک یا استدلال منطقی برای پذیرش وجود برخی موجودات نداریم، میتوانیم با اطمینان بگوییم که آنها وجود خارجی ندارند. برای مثال، هیچ شواهدی برای موجوداتی مانند بیگفوت، یتی یا هیولای دریاچه نس نیست، پس باور به بودنشان بیمعناست. اگر هیچ دلیل یا شاهدی برای وجود الله نداشته باشیم، پس میتوانیم با قاطعیت نتیجه بگیریم که هیچ خدایی در میان نیست.




















دیدگاهتان را بنویسید