کتاب «درد اهل ذمه» اثر یوسف شریفی، به بررسی وضعیت اجتماعی اقلیتهای دینی در اواخر دوران صفویه میپردازد. با حمله اعراب مسلمان به ایران و اشغال آن، مردم ایران به عنوان گروهی تحت سلطه مسلمانان شناخته شدند. ایرانیانی که اسلام را میپذیرفتند، از برخی امتیازات جزئی بهرهمند میشدند، اما هیچگاه به سطح برابری با اعراب نمیرسیدند. کسانی که میخواستند خود را نگه دارند، ناچار بودند قوانین سختگیرانهای را رعایت کنند تا اجازه ماندن در سرزمینشان را داشته باشند؛ در غیر این صورت، جان، دارایی، خانواده و اموالشان در معرض خطر قرار میگرفت و مانند اموال کافران جنگی، برای مسلمانان مجاز شمرده میشد. یکی از شدیدترین تحقیرها و چالشها برای اقلیتهای مذهبی مانند یهودیان و زرتشتیان، انگ نجاست بود که قرنها ادامه یافت و بر پایه آیه ۲۷ سوره توبه در فقه اسلامی ریشه داشت، جایی که مشرکان را نجس میشمارد. طبق احکام فقهی، اگر مسلمانی فرد غیرمسلمانی را بکشد، قاتل به قصاص یا حتی زندان محکوم نمیشود و تنها پرداخت دیه الزامی است. به عبارت دیگر، هیچ مسلمانی برای کشتن یا زخمی کردن فرد ذمی، قصاص نخواهد شد. علاوه بر این، جان غیرمسلمانانی که جزو اهل ذمه نیستند یا پیمان رسمی با مسلمانان ندارند، هیچ ارزشی ندارد و قتلشان بدون دیه یا مجازات است، زیرا به عنوان کافر حربی تلقی میشوند.




















دیدگاهتان را بنویسید