کتاب «بشارت» نوشتهٔ هوشنگ معینزاده روایتی تمثیلی و طنزآمیز است که با ایدهای متفاوت آغاز میشود: خدا به زادگاهش بازمیگردد. نویسنده این بازگشت را «خبر خوش» برای خداپرستانی میداند که در روایتهای آسمانی، خدا را دور و دستنیافتنی یافتهاند و پاسخی از او نمیشنوند.
در این داستان، بازگشت خدا به زمین بهمنزلهٔ پایان «هجرت» اوست؛ گویی خدا به جای دوری و غیبت، دوباره در میان انسانها حاضر میشود تا پیامدهای تاریخیِ آسمانیکردنِ خدا و سوءاستفاده از نام او را به پرسش بگیرد. «بشارت» با زبان کنایه و نگاه انتقادی، به موضوعاتی مثل فاصلهی انسان و امر قدسی، نقش روایتهای دینی در زندگی اجتماعی و رنجهایی که گاه به نام خدا توجیه میشوند میپردازد.













پاسخ دادن به امیر لغو پاسخ